سردرگمی

همه‌ی ادما پشت چهره‌ی ارومشون یه دنیای متلاطم دارن. تقابل دنیای درونی و بیرونی بعضی ادما خیلی کمه. میدونی منظورم چیه؟!! یعنی بعضی ادما توی چهرشون خیلی راحت حالت‌های مختلف روحیشون رو نشون میدن. یعنی تو خیلی ساده با نگاه کردن به چهرشون می‌تونی بفهمی الان ناراحتن, عصبانین, خوشحالن, استرس دارن یا کلا چه مرگشونه...

خیلی نگرانم... فاصله‌ی من درونیم با من بیرونیم به اندازه‌ی یه دره‌ی عمیق شده!! یعنی حسی که دارم شاید اصلا نگرانی نباشه, اره نگرانی نیست. اصلا نمیدونم اسمش چیه!! فقط میدونم هر چی که هست مقدارش خیلی زیاده!! فقط میدونم مقدارش خیلی زیاده...

اون دختر اروم و معصومی که میبینن من نیستم... من یه درون ناارومم. من یه چیزیم که نه درونیم نه بیرونی!! من اون لایه‌ی وجودیم که در عین اینکه می‌خنده و شوخی می‌کنه میتونه شدیدا نگران باشه. میتونه بخنده ولی تو دلش به این فکر کنه که تو الان داری چه کار می‌کنی  و از اتفاقایی که پیش اومده رنج بکشه...

من یه چیزیم میون دو تا جسم که به اندازه‌ی یه شمال تا جنوب نقشه‌ی ایران از هم فاصله دارن...

/ 12 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
opium

چقدر خودت از خودت دوری؟

علی علی اکبری

دور شدنت رو ميشه از فرسنگها فاصله احساس کرد...آقای دوست رو که نزديکت داری....چرا بينتون انقدر فاصله هست؟....يا حداقل اينجوری احساس ميشه....

رضا کواری

سلام .خوبين.تازه يعنی چند وقته دارم نوشته هات رومی خونم .جالبه .از خوندنشون لذت می برم.بهت تبريک می گم.من خيلی کم می نويسم ولی نوشته هات شباهت هايی به نوشته های خودم داره.همين که ادم بتونه احساسش رو خوب بروز بده قشنگه.وبلاگت رو سعی می کنم هر روز ببينم.برات آرزوی روزها و لحظه های قشنگ و سبز رو دارم.راستی تا يادم هست بگم که کم کردن فاصله اونم تو دوستی عاليه ولی سخته .ببين چقدر ميشه فاصله روکم کرد.تا اونجا که رسد آدمی بجايی که بجز خدا نبيند.اگه بخوايم می تونيم.قربون شما

حميد

آره. خیلیا اینطورین. خیلیا اینقده فاصله گرفتن که دیگه واقعا نمیدونن کدوم یکی از اون ۲ نفر، شخصیت اصلیش هستن و کدوم یکی نقاب ... ولی مهم اینه که خودت حس کنی و بفهمی. با هر کدومشون که راحت تری زندگی کن ...

امير

مطمئن باش از دل اين تز و آنتی تز يه سنتز خوشگل اتفاق ميفته

کولی پابرهنه

سلام .. در نوشته ات لذت کوچکی یافتم و زيبا یافتم نوشته ی شمارا در سبک خودش .. با آن مدتی را سپری کردم .. امیدوارم که تو هم در نوشته های وبلاگ من این لذت را بیابی.. (شما هم اگه دوست داشتی به کوير دل ما هم سری بزن .. خوشحال ميشويم از ديدن رد پايت بر روی ريگهای بيابانيم ...) اميدوارم که باز هم شاهد نوشته ای ديگر از شما باشم ...[kooli] ------ با گذاشتن لينکم چطو ر ..؟ موافق اگر بودی و از کويرکده ی دلم خوشت خوشت اومد خوشحالتر ميشم اگه رد پايی از من در .... تو بماند يادگار .. ---------------------------- یه گروه هم هست که من و جمعی از دوستان اونجا جمع شدیم به نوعی با هم در ارتباطیم به نام پابرهنگان .. آدرسش اینه ..> http://groups.yahoo.com/group/paberehnegan خوشحال میشم که آنجا هم ببينيم شما را

ستاره

ميدونی چه حسه قشنگيه که يه نفر ایننهمه به فکر آدم باشه.دوست داشتن و دوست داشته شدن حتی با تمام سختيهايی که فاصله هاش و دوريهاش داره شيرينه آدم وقتی اين عشق رو داره از دوريهاش و دلتنگيهاش اذيت ميشه ولی وقتی از دستش داد حتی هزار برابر اون گريه هام به داد دل آدم نميرسه

فواد

همه اين طورين... بعضي وجود ندارد