نق‌نقانه...

اول: اینروزا کودک درونمو بیشتر از همیشه حس می‌کنم. یعنی میدونی نیمه عاقل و بالغ وجودم (البته اگه وجود خارجی داشته باشه)!! همه‌اش شده همون کودکه. شاید باور نکنی ولی همونقدر معصوم, زودرنج, بهونه‌گیر, نق‌نقو و دمدمی, وشایدم پاک... این پاک یعنی یه جور لطافت و شفافیتی که حداقل واسه خودم قابل لمسه...

 حال و هوام درست مثل حال و هوای اینروزای شهر شده, گاهی صاف و چند دقیقه بعد بارونی. یه چیز کوچولو کلی سر ذوق میاردم و خوشحالم می‌کنه ولی همونقدر ساده هم یه چیز بی‌ارزش میتونه دلگیرو ناامیدم کنه!! به قول دوستی دلتنگی قریب‌ترین احساسم شده تو اینروزا و از معدود چیزایی که ارومم میکنه قربون صدقه‌های اقای دوسته, که غنیمتیه تو این خشک‌سالی...

 

    دوم: ماه خیلی خوبی بود. روزای خیلی خوبی‌رو  پشت سر گذاشتم. کلی اتفاقای جدید افتاد که شاید بعدا تعریف کردم. دو تا نصف روز هم با اقای دوست رفتم نمایشگاه کتاب که با کمال شرمندگی باید بگم که واسم بیشتر جنبه‌ی فان داشت و به غیر این دیگه هیچ...

 

   سوم: دوستی اینجا واسم کامنت گذاشته بود که شما دخترا می‌نویسید که عقده‌های درونیتونو خالی کنید. مثلا بگید من بی‌اف دارم یا اینکه داشگاه میرم...

خیلی بهش فکر کردم و از این به بعد می‌خوام این کارو بکنم!!! این خیلی مفیده که ماها بیایم از داشته‌هامون حرف بزنیم... من تو این صفحه تا اونجا که یادم میاد نق زدم و ناله کردم ولی از این به بعد می‌خوام از داشته‌هام هم بگم, چون می‌دونم نتیجه‌ی مثبتی توی روحیه‌ام خواهد داشت... می‌خوام از این به بعد وقتی تو مود خوبی نبودم و به قولی گرفته بودم, بیام اینجا و جای ناله‌سرایی به خودم یاداوری کنم داشته‌هام‌رو, هدف‌هام‌رو و توانایی‌هم‌رو... اصلا چه عیبی داره که گاهی بیام اینجا و واگویه کنم که من جزئ خوش‌شانس‌ترین دخترام؟!! چون من یه دوست اسپشیال دارم که تو نوع خودش بی‌نظیره و جزئ گونه‌ی کم‌یابیه, اصلا شایدم از اونایی باشه که نسلشون داره منقرض میشه!!!

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
.........

نه ننويس از امين ننويس به خدا خيليا حسوديشون ميشه . يه وقت چشم ميخوره ها

معصومه

عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد ! آره واقعا چرا همه یاد گرفتن از نداشته هاشون تو بوق فریاد بزنن ! از این به بعد از داشته هامون حرف بزنمی شاید دیگران هم ترغیب بشن به داشته های ما برسن ! یاد شاید خیلی ها بابت چیزهایی که داشتن و تا الان بهش فکر نمی کردن غصه می خوردند و الان به یادشون بیارن و خوشحال بشن ! حتی کمی !

kamran tanha

سلام مهربون خوبی وب قشنگی داری ممنون ميشم به ما هم سری بزنيد

بچه‌مخفي

اين چند خط ِ آخر رو خطاب به من گفته‌ها!!!

گرگ

سلام حالت چطوره؟ با دوری چه می کنی؟ ممنونم که سرزدی. من هم از ديدن شما خوشحال شدم. از گفتن آرزوهات نترس. جغدروی ديوار اگه می تونست قبل از اين حرفا دوست داشتنی هامونو برده بود. خوش باشی و سلامت دوست من.

شبنم

سلام ... مرسی که اومدی وبلاگم..خيلی با خوش بين بودنت نسبت به اون کامنت کيفور شدم. نوع جديدی از نگاه به زندگی!! ببينم نکنه ميخوای بگی که کرم دندون يه ماموته!!؟؟( از نظر انقراض)

.....................

سلام. من اولين بار هست که به وب شما سر زدم . خوشم اومد. يعنی اول وبلاگ دوستتون رو ديدم از اون خيلی خوشم اومد کامنت هم گذاشتم اما فک کنم ارسال نشد. در هر صورت از داشته ها گفتن خيلی اميدواری می ده و ارامش . به ماه هم سر بزن از ديدن ادمهای شاد با پر از داشتنيها خوشحال ميشه.

مینا

حالم از این آدمایی که از شدت غرق شدن تو زندگی دو قطبی زنانه -مردانه انقد دختر ندیده یا پسر ندیده هستن که سریع می خوان یه ویژگی کلی برا اون وری ها بسازن حالم به هم می خوره اه اه اعصابم خورد شد از اون کامنت مزخرف..این شمایل بالای وبلاگت کار خودته؟ خوشمان آمد!

ستاره

سلام هميشه وبتونو ميخونم کم مينويسيد اما دوست دارم خوندنشونو منم اومدم نمايشگاه اما مزخرف بود از اصفهان کوبيديم اومديم اما... البته يه حافظ موند و ژروين و يه رهی و چند تا چيز ديگهکه اونا ارزش اومدنشونو داشت ... اميدوارم هميشه شاد باشی