اندر احوالات پس وپيش از عيد...

یکی دو روزی از شروع سال جدید می‌گذره, ادما همونقدر دوست‌داشتنین!! که قبلا و زندگی همونقدر مضحکه, که قبلا...

اصلا عیدارو دوست ندارم... نه که اصلناااااااااااااااااااا!! ولی خب زیاد دوستش ندارم. امسالم که این عیده بد جوری رفته رو روال عادی زندگیم. همه‌ی این شرایط باعث شده که بیشتر از روزای دیگه دلتنگ باشم... خب در نتیجه بیشتر غمناک میشم, غمناک‌ترم که بشم بدیهیه که سگ‌ترم بشم!!  خلاصه که گره اخما بدجور رفته تو هم...

این چند روزه اصلا حال و حوصله‌ی هیچ چیزو ندارم و بیشتر کتاب می‌خونم, بعضی وقتام توفیق اجباری!! حاصل میشه که باید با دیگران همراه بشمو هیچ جوره نمیشه از زیرش در رفت... خلاصه که بساطی داریم دیدنی!!!

تقریبا پنج ماه پیش بود که بابام عمل پیوند قرنیه کرد. کلا دیدش جوریه که نمی‌تونه رانندگی کنه, ماام فردا قراره که بریم شمال. برای اولین باره که می‌خوام  تو جاده رانندگی کنم, خلاصه که اگه خوبی, بدی, چیزی ازم دیدین به بزرگی خودتون بگذرین.

 

پ.ن ۱:سال نو خوبی داشته باشید.

پ.ن ۲: می‌دونی تنها چیزی که این روزا خنده به لبام میاره یه صداست... یه صدا که با ارامش دهنده‌ترین لحن ممکن, نوید روزای بهترو بهم میده... میدونم که قبلا هزار بار بهت تبریک گفتم!! ولی نمی‌دونم چرا اینقده هوس کردم اینجام بنویسم که,

عزیزترینم سال نوت مبارک... بهترینارو واست ارزو می‌کنم...

 

/ 12 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امين

عيد يعنی شروع يه سال جديد با کلی اتفاقای عجيب و غريب و غير قابل پيش بينی ... فک کن به عيد پارسال ... فکر می کردی تو اين مدت کوتاه يه ساله اينقد اتفاقای جور واجور بيفته؟ امسال رو با ياد تو و با دعا برای سلامتی و خوشبختی تو شروع کردم. سعی کن هميشه خوب و خوشحال باشی تا اين دل کوچيک من واست کمتر نگران و ناراحت باشه ... هميشه خوب و خوشحال باشی شکلاتم...سال نوی تو هم مبارک ... حسرت دست‌هایت مانده به چشم‌هایم به خواب‌هایم به کش و قوس‌های تنم در حسرت دست‌هایت پرپر می‌زنم ... چقدر برایت قصه بگويم چقدر ببوسمت نوازشت کنم موهایت را نفس بکشم تا خوابت ببرد؟ پ.ن:تو جاده مواظب باشيييييييييييييييييييييييييييا !

خاطره

خوش به حالت که امين رو داری.مواظب خودتونو عشق پاکتون باشين .سال نو مبارک

م.س.ت

سال نو مبارک سلام

اهوازی

ما به عملکرد رسانه ملی نسبت به خوزستانی ها اعتراض داریم. http://persianpetition.com/sign.aspx?id=197d4fc5-a28f-4392-86bb-38d845a0300a

چرکنویس

مهسا جان من هميشه بلاگ شما رو می خونم من قبلا هم می نوشتم با اسم آزاده جووون ولی مزاحم زياد داشتم و حذفش کردم اومدم بگم خيلی خوشحال شدم اومدی پيشم

مهرداد

سلام ميشه يه کم رو رنگ بندی قالب تغييرات بديد ؟ من سه تا از پست ها رو خوندم احساس ميکنم دارم کور ميشم ديگه نميتونم ادامه بدم فونت سفيد روی زمينه مشکی

علی علی اکبری

و برايت مهم است که بداند..... هنوز ادامه ميدهی اما حتی پيوند قرنيه هم نمی تواند ديد بعضی ها را تغيير دهد..... غروری نخراشيده از پس نوشته های عزيزترينت توی صورتم می کوبد........ گاهی حتی با اين که دوستش دارم ميخواهم در يک فقره آتشش بزنم....يا شايد سياه و کبودش کنم....اما کار دل است ديگر..... دوسش دارم آن عزيزترينت را هرچند که بی معرفت باشد.....

foozool

رفتي و اومدي به سلامتي عزيزم

شبنم

وبلاگ جالبی داری... اقای دوست(؟) جالبی داری...عشق جالبی داريد!!! يه جورايی دلتنگي هات از جنس دلتنگی های منه... گاهی فکر می کنم اينا رو خودم نوشته ام!! با اجازه لينکت ميکنم!! من تازه کارم.. بيا پيشم.. در ظمن قابت خيلی نازه.. بهم ميگی چه ماهی هستی؟؟