بالای پايين!!

این چند وقته اصلا نوشتنم نمی‌اد. می‌دونی اینروزا زندگی منو خیلی درگیر خودش کرده, شایدم من خیلی خودمو درگیر زندگی کردم. من درگیر اون باشم یا اون درگیر من, زیاد مهم نیست. مهم اینه که پاستوریزه باشه!! کلا اینروزا خیلی سرم شلوغه, تازگیا شروع کردم بعد از یه مدت طولانی میرم کلاس زبان. دانشگاهم که کلا پدرمو دراورده. اصولا من با این درگیریا کلی حال می‌کنم!! اصلا فکر می‌کنم اینجوری زندگی کردن باعث میشه که ادم واقعا زندگیو بکنه!!

اینروزا پرم از یه حس خوب. از رخوت روزای قبل خبری نیست که امیدوارم همه‌ی این حس‌های خوب موندگار باشن. جالب اینجاست که از همیشه درگیرتر و پرمشکل‌ترم ولی همه‌ی این مشکلات و جنگیدنارو دوست دارم. همه‌ی دلتنگیا, همه‌ی مشکلاتو... اینروزا خودمو از همیشه بیشتر دوست دارم و اون حضور ابیو بیشتر حس میکنم...  

نمایشگاه کتابم که شروع شده و اقای دوست هم کلی برنامه‌های خوب خوب داره که امیدوارم به همشون برسیم.

کلیم حرف واسه گفتن دارم که باشه واسه یه وقت بهتر. اومدم که بگم هستم...

/ 22 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امير

سلام....تو واسه چی وبلاگ ساختی عزيز ؟...که بگی بی اف داری..يا دانشجو هستی...؟..کلا بيشتر ادما مخصوصا دخترای ايرونی يک نوع کمبود دارند..مثلا بگی داشجو هستی مهمه نه؟

زهرا

سلام وبلاگتو اتفاقی ديدم و اتفاقی ديدم که حستو درک میکنم . بهم سر بزن

عليرضا

سه تا نظر سنجی راه انداختم.بيا نظر بده بعد يه نظر هم واسه بهبود وبم بده.وبت عاليه...........موفق باشی.منتظرم گلم.